دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۰۷:۴۹
چه رابطه‌ای میان ولایت و رسالت نبوی وجود دارد؟

حوزه/ رئیس بنیاد بین المللی امامت تصریح کرد: ولایت اساسش از ولایت رسول خدا (ص) است و اگر ما از ولایت امیرالمؤمنین (ع) سخن می‌گوییم، شعبه‌ای از ولایت مطلقه نبی اکرم (ص) است.

حجت الاسلام والمسلمین سبحانی در گفتگو با خبرگزاری حوزه، با اشاره به ایام ماه مبارک رجب، از ایده ابتکاری بنیاد بین‌المللی امامت برای تبدیل این ماه به «مدرسه آموزش معارف ولایی» سخن گفت و به تبیین رابطه بعثت و امامت، نگاه تمدنی به ولایت و ظرفیت‌های اعتکاف برای نشر معارف دینی پرداخت.

جنابعالی اخیراً ایده تبدیل ماه مبارک رجب به «مدرسه آموزش معارف امامت» را مطرح کرده‌اید. با توجه به اینکه معمولاً ایام غدیر به بحث امامت اختصاص دارد، دلیل انتخاب ماه رجب برای این موضوع چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم. ببینید ما معمولاً در دهه ولایت و ایام غدیر از مسئله امامت سخن می‌گوییم که امر بسیار مناسبی است و باید در احیای رویداد غدیر تلاش شود. اما به نظر می‌رسد اهمیت آن ایام را باید در حد همان «رویدادهای ولایت» و فرهنگ‌سازی نمادها نگه داشت. معارف امامت آن‌قدر گسترده، عمیق و دقیق است که نیازمند تبیین‌های فکری و «مدرسه‌ای» است.

در ایام غدیر معمولاً نگاه عمیق معرفتی و موضوعی کمتر انجام می‌شود، اما ماه رجب یک پایگاه و ایستگاه متفاوت است که می‌تواند بهترین تناسب را با «مدرسه معارف امامت» داشته باشد. این ایده ابتکاری که در بنیاد بین‌المللی امامت تأسیس شده، به دنبال بهره‌گیری از این ماه برای ارتقاء معنویت و معارف ولایت به صورت عمیق و آموزشی است.

یکی از مناسبت‌های مهم ماه رجب، مبعث پیامبر اکرم (ص) است. چه رابطه‌ای میان بعثت و مسئله امامت وجود دارد؟

آنچه رجب را با امامت گره می‌زند، همین مناسبت‌هاست. ما روزهای پایانی ماه رجب، مبعث را داریم که به تعبیر دقیق باید گفت «عصر ولایت الهی» از آن زمان آغاز می‌شود. ولایت اساسش از ولایت رسول خدا (ص) است و اگر ما از ولایت امیرالمؤمنین (ع) سخن می‌گوییم، شعبه‌ای از ولایت مطلقه نبی اکرم (ص) است.

حقیقت این است که جوهره ولایت با جوهره رسالت عجین شده است. در آیه اولی‌الامر، اطاعت از خدا، پیامبر(ص) و سپس اولیای الهی مطرح است. بنابراین بعثت، ولایت آخرین را استقرار می‌دهد و باب جدیدی را بر روی بشریت می‌گشاید.

اعتقاد ما این است که اگر ولایت پیامبر (ص) شناخته نشود، ولایت امیرالمؤمنین (ع) هم روشن نمی‌شود.

برخی تصور می‌کنند امامت و ولایت امری است که تازه پس از رحلت پیامبر (ص) تأسیس می‌شود. نظر شما در این باره چیست؟

این خطای بزرگی است. مسئله امامت اولاً و بالذات برای نبی مکرم اسلام(ص) است و سپس در نسل ایشان امتداد می‌یابد. ما باید در ماه رجب تبیین کنیم که ولایت امیرالمؤمنین (ع) یک «امر استمراری» است، نه یک «امر تأسیسی». یعنی همان ولایت پیامبر است که ادامه پیدا کرده است.

کسی که ولایت امیرالمؤمنین را قبول نداشته باشد، معنایش این است که به ولایت رسول‌الله (ص) هم تن نداده است. اگر ولایت پیامبر(ص) به معنای دقیق کلمه (النبی اولی بالمومنین من انفسهم / آیه ۶ سوره احزاب) شناخته شود، معلوم می‌شود که این مقام با پایان رسالت تعطیل‌بردار نیست.

در همین راستا سؤالی که برای برخی پژوهشگران مطرح است این است که وضعیت ولایت امیرالمؤمنین (ع) در زمان حیات پیامبر (ص) چگونه بود؟ آیا می‌توان گفت بالقوه بود و بعداً بالفعل شد؟

تعبیر بالقوه و بالفعل (به معنای مصطلح که قوه فاقد فعلیت باشد) شاید دقیق نباشد. در روایات تعبیر «امام ناطق» و «امام صامت» آمده است. امام ناطق کسی است که ولایت حقیقتاً و عملاً به دست اوست. امام صامت نیز ولایت دارد، اما ولایت او «تبعی» است؛ یعنی به تبعیت از امام ناطق عمل می‌کند. نظیر این را در داستان هارون و موسی (ع) داریم. هارون در زمان موسی ولایت داشت و وزیر و شریک او بود، اما در ذیل فرمان موسی (ع) عمل می‌کرد.

امیرالمؤمنین (ع) نیز در زمان پیامبر اکرم (ص) دارای ولایت بودند، اما به فرمان و اشارت ایشان؛ ولی ولایت به صورت فعلی و خارجی و مستقل برای امیرالمومنین(ع)، پس از فقدان پیامبر اکرم (ص) محقق می‌شود.

شما بر لزوم داشتن «نگاه تمدنی» تأکید کرده‌اید. منظورتان از این نگاه چیست؟

منظور از نگاه تمدنی این است که دین صرفاً یک سری مباحث نظری یا دستورات فردی نیست. اگر دین بخواهد در جامعه انسانی محقق شود، نیازمند راهبرد و مدیریت است. «امامت» آن اصلی است که میان نظر و عمل پیوند برقرار می‌کند.

تمدن یعنی «مدنی‌سازی حقایق دین» در صحنه عمل و اجتماع. اگر امامت را حذف کنید، بُعد تحققی و عینی دین حذف می‌شود. لذا نگاه به ولایت باید به عنوان الگویی برای عینی‌سازی ارزش‌های دینی در بستر تاریخ باشد.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha